الملا فتح الله الكاشاني
178
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مگر بمشيت و خواست او كه در آن زمان الات حفظ از آن انتزاع نمايد و بر زمين افتد و اين در روز قيامت باشد و اصح آنست كه آسمان مستمسك بالذات نيست و ظاهر استثنا دال است بر آن پس آن مساوى ساير اجسام است در جسميت پس بالذات قابل ميل هابط باشد و ليكن حقتعالى بمحض قدرت كاملهء خود آن را نگه داشته از سقوط در روز قيامت كه ارادهء سقوط آن داشته باشد البته بيفتد * ( إِنَّ اللَّه بِالنَّاسِ ) * بتحقيق كه حقتعالى بمردمان * ( لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ) * هر آينه مهربان و بخشاينده است كه اسباب استدلال بر وحدانية و قدرت باهرهء خود را بايشان نموده و ابواب منافع بر روى مقاصد ايشان گشوده و انواع مضار از ايشان دفع فرموده آن گه بوجهى ديگر بيان وحدانيت خود مىكند و ميگويد كه * ( وَهُوَ الَّذِي أَحْياكُمْ ) * و او است آن كسى كه زنده كرد شما را بعد از آنكه عناصر و نطف بوديد كه از قسم جماداتند * ( ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ) * پس بميراند شما را چون اجل در رسد * ( ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ) * پس زنده گرداند شما را در روز قيامت براى مجازات اعمال و اين بديهى است كه هر كه قادر باشد بر ابتداى احيا هر آينه قادر خواهد بود بر اعادهء احيا * ( إِنَّ الإِنْسانَ ) * بدرستى كه آدمى * ( لَكَفُورٌ ) * هر آينه ناسپاس است و بسيار كافر نعمت كه با وجود چندين نعم كه او سبحانه به انسان عطا فرموده پرستش غير او مىكند و منعم حقيقى خود را فرو ميگذارد و در نعم او جحود و كفران ميورزد و منكر بعث مىشود * ( لِكُلِّ أُمَّةٍ ) * مر گروهى را از اهل ملت سالفه و حاضره * ( جَعَلْنا مَنْسَكاً ) * معين و مقرر گردانيديم دينى و شريعتى يا متعبدى كه بامر ما * ( هُمْ ناسِكُوه ) * ايشان پذيرنده آنند و عمل نمايندگان آن بر وجه الفت يا عبادت كنندگان در آن بر طريق رغبت و اصل منسك جائيست كه مردمان الفت گرفته باشند به آن براى عبادت يا بامرى از امور خير يا شريعتى ملتى كه به آن الفت گرفته عبادت كنند يا مكانى كه مالوف و معتاد آنها باشد براى عبادت و مناسك حج از اين قبيل است چه آنها متعبدات حج و مواضع عبادتند از مجاهد و قتاده مرويست كه مراد بمنسك موضع قربانست يعنى معبدى كه براى اراقهء دما باشد يا از براى قرب اعم از آنكه در منى باشد يا غير آن بنا بر اين منسك از نسيكه و نسائك ماخوذ است بمعنى ذبيحه و ذبايح و نزد بعضى ديگر مراد بمنسك عيد است يعنى از براى هر امتى عيدى تعيين كرديم كه نگه دارندهء آنند و بجا آرندگان مراسم آن * ( فَلا يُنازِعُنَّكَ ) * پس بايد كه نزاع نكنند ارباب اديان با تو * ( فِي الأَمْرِ ) * در كار دين در امر نسائك يا مطلق مناسك چه ايشان جاهلانند و از علم عارى و اهل عناد و جحود و يا به جهت آنكه امر دين تو از آن ظاهرتر است كه تصور نزاع در آن توان كرد مراد نهي رسول